بسم الله الرحمن الرحیم

درباره حاج محمد کریم خان کرمانی (ره)...

(صاحب کتاب ارزشمند دقائق العلاج)

مدتی پیش یکی از دوستان که حق استادی نیز بر گردن حقیر دارند خاطره ای را نقل می کردند از همایشی که در آن سخنران مجلس یک مطلب علمی را به نقل از مرحوم حاج محمد کریم خان کرمانی صاحب کتاب دقایق العلاج در طب نقل قول کرده و پس از شرح و بسط موضوع درپایان از حضار همایش طلب مغفرت برای آن مرحوم را با ذکر صلواتی خواستار شد ولی...

ولی ناگهان با واکنش تند چند وقت نشناس ! در مجلس مواجه شد که : چرا شما برای آمرزش شخصی که جزء فرقه انحرافی شیخیه بوده است چنین و چنان ....

این قصه بنده را به یاد تذکر تاریخی شهید بزرگوار مطهری انداخت که :

«سیدرضی که مردی است در ردیف مراجع تقلید و مرد فوق العاده ای است و برادر سید مرتضی است – وقتی که دانشمند معاصرش((ابو اسحق صابی که مسلمان نبود،صابئی بود)) وفات یافت قصیده ای در مدح او گفت :

ارأیت من حملو علی الاعواد      ارأیت کیف خبا ضیاء النادی

(دیدی این کی بود که روی این چوبهای تابوت حملش کردند؟! آیا فهمیدی که چراغ محفل ما خاموش شد؟! این یک کوه بود که فرو ریخت ...)

برخی آمدند به او عیب گرفتند که آیا یک سید اولاد پیغمبر، یک عالم بزرگ اسلامی ،یک مرد کافر را اینطور مدح می کند؟! گفت : بله، انما رثیت علمه – من علمش را مرثیه گفتم، مرد عالمی بود ، من او را بخاطر علمش مرثیه گفتم (که در این زمان اگر کسی چنین کاری کند از شهر بیرونش میکنند)....سید رضی شاگرد علی بن ابی طالب است که نهج البلاغه را جمع کرده است. او از همه مردم به دستور جدش پیغمبر و علی بن ابی طالب آشنا تر است که میگوید حکمت و علم در هرجا که باشد محترم است (سیری در سیره ائمه اطهار علیه السلام ص 162-163)».

نمی دانم چرا عده ای شرط یادگیری علمی را از محضر عالمی مستلزم انطباق شرایط اعتقادی با شخص خود می دانند . به یاد دارم در مجلسی استاد بزرگوار دکتر مهدی محقق می فرمودند که برای آموختن علم (دقیقا به یاد ندارم اشتباه از حقیر است شاید فرمودند نجوم) در زمان ملبس بودنم به لباس روحانیت مجبور بودم هر روز به منزل استادی بروم که ضد روحانیت بود و در منزل خود سگی داشت که همیشه منجر به تطهیر لباس خود می شدم اما تسلط به این علم را مدیون آن روزهایم هستم.

در این وجیزه در مورد شخصیت و عقاید آن حکیم بزرگوار اصلا محل بحثی نمی بینم اما به قول حدیث شریف نبوی : اطلبوا العلم و لو بالصین.  و همین امر حجتی است که برای یادگیری علمی که مورد نیاز ما می باشد به دنبال کنکاش عقاید شخصی دیگران نباشیم چراکه ممکن است گلی بسیار معطر دارای خاری نیز باشد اما صرف دارا بودن خار می بایست از عطر و زیبایی آن گل منصرف گشت ؟

از همین روی اولا خودم وسپس همه دوستان را توصیه می کنم به تقوا که اغلب مشکلات ما از این محل تغذیه می گردد که من مدعی علم فکر می کنم آن چیزی که من می دانم صحیح است و عقاید دیگران را با عقیده خودم ترازو می کنم.

(اعاذنا الله من شرّ النفس و جمامها و وفقنا لما فیه خیرها و صلاحها)

شاید برخی گمان برند که درصدد تطهیر فرقه منحرف شیخیگری هستم اما والله که چنین قصدی ندارم و حقیر نیز معتقد به انحراف این فرقه هستم اما محل بحث ما در مورد شخصیتی است که صرف نظر از عقاید شخصی وی که آن نیز معلوم نیست در لحظه موت توبه کرده است یا نه؟ ( الله اعلم) به تحقیق پیرامون فعالیت های حوزه علوم تجربی مانند طب و نجوم و... که انصافا شایسته ستایش می باشد بپردازیم .

ماحصل اینکه کتاب ارزشمند (دقایق العلاج 2 جلد) و (حقایق الطب) یادگاری است ارزشمند از آن بزرگوار که بهتر است با کاستن از تعصبات شخصی به حوزه تحقیق و پژوهش های طبی  بیشتر و ملموس تر وارد گردد.